سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )

26

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى )

پاشيده و بدستور اربابان و با عقيدهء ثابت خود مولانا امير المؤمنين را در جميع مراحل مقصّر و معاويه عليه الهاويه را تبرئه و با منتهى درجه جسارت كلمات اهانت‌آميز بساحت قدس آن حضرت وارد نموده ؟ ! اولين روزى كه كتابهاى او را خواندم فهميدم كه صاحب اين نام محرّف هرگز سنّى نميباشد بلكه قطعا اموى و از پيروان عقايد خوارج و نواصب مىباشد كه براى لكه‌دار نمودن برادران اهل تسنن به اين لباس درآمده . و يا بىدينى است كه براى رسيدن بهدف و مقصد خود كه جاه و مقام و شهرت يا چيز ديگر باشد مرتكب هر عمل زشت و قبيحى مىشود . چنانچه اهالى كردستان مخصوصا علماى محترم آنها به خوبى شاهد حالات او بوده و هستند و از چهل سال قبل كه بطرفدارى سالار بجنگ اين ملت بيچاره قيام نموده عمليات او مورد توجه تمام اهالى غرب ايران بخصوص مردمان محترم سنندج و كردستان مىباشد . عجب است يك آدم فتنه جو اينك طرفدار اتحاد اسلام گرديده و زير پرده طرفدارى اتحاد - عقايد مشئوم خود را ظاهر نموده و بشيعيان موحد پاك و موالى با عظمت آنها از عترت طاهره تاخته و در خلال سطور كتاب مولانا امير المؤمنين عليه السّلام را نالايق و سفّاك و شيعيان را مشرك معرفى نموده . و الّا هيچ سنى بقول خودشان ( چهار يارى ) حاضر نميگردد نسبت بساحت قدس امير المؤمنين عليه السّلام كه خداوند آيه تطهير در شأن او فرستاده چنانچه در ص 690 همين كتاب مشروحا ذكر شده و در آيهء مباهله آن بزرگوار را بمنزله نفس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم معرفى نموده و از جميع ارجاس و نقائص و خطا يا پاك و پاكيزه و مبرا فرموده بتازد و خورده‌گيرى كند « 1 » تا آنجا كه در ص 23 نداى اتحاد ( چاپ دوم 1324 شمسى شركت سهامى چاپ فرهنگ ) در تحت تيتر ( عمده مزالق و مزلّات امير ) سيزده سهو و خطا و نقص به آن حضرت نسبت داده كه تمام آنها افك و تهمتهائيست كه از نشريات و جعليات مولاى او معاويه عليه الهاويه و اسباب دست خوارج و نواصب و بقاياى آنها بوده و مىباشد .

--> ( 1 ) چنانچه از ص 463 تا ص 469 همين كتاب مشروحا در اين باب بسط كلام داده شده است .